سلام

روز نوشته های حسین زارع

سلام

روز نوشته های حسین زارع

چون نماز عشاق میسر نشد بنماز عشا پرداختیم .

مولوی

هر چیزی بعدی دارد و آدمی که این بعد ها را درک می کند و اینگونه می اندیشد. دنیای ما چگونه است ما کدام نماز را کدام گونه درس خواندن را کدام گونه هر لحظه زندگی کردن را انجام می دهیم .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۵۶
حسین زارع مهرجردی

نقل از کتاب تاملات :‌

حکما گفته اند که :‌«اگر می خواهی خرسند باشی ، کارهای کمتری انحام بده. » بهتر است بگوییم که فقط کارهای لازم را انجام بده ،کارهایی که عقل موجودی اجتماعی آنها را ایجاب می کند و در این صورت خرسندی تو ناشی از آن است که هم کارهای کمی انجام داده ای و هم به خوبی از عهده انجام دادن آنها برآمده ای اکتر اقوال و افعال ما غیر ضروری است و حذف  آنها هم از اتلاق وقت جلوگیری می کند و هم از دردسر می کاهد و بنابراین ، آدمی باید پیش از هر کاری از خود بپرسد :‌«آیا این کار غیر ضروری نیست؟» علاوه براین نه فقط از کارهای بیهوده بلکه از افکار بیهوده نیز باید جلوگیری کنیم  زیرا در این صورت به کار غیرضروری نخواهیم پرداخت.


پ.ن :فکر می کنم در غالب موارد درست باشد البته نه برای همه چیز، همه جا، همه کس‌، همه روزها سال ها و ماه ها 


و در جایی دیگر چنین می گوید که :‌«نه دچار تغییر شدن بد است و نه حاصل تغییر بودن خوب .

و باز درجایی خاطر نشان می کند که :‌«همچون دماغه ای باش که همواره امواج را می شکند او محکم و استوار می ایستد،در حالی که هیاهوی امواج به سرعت فرو می نشیند.»

پ.ن: فکر می کنم ساختار شخصیتی افراد مختلف را نیز به حساب آوریم برای مثال افرادی هستند که درونگرا هستند یا اینکه افرادی رقابت جو هستند ولی در کل بعضی از موقع ها در زندگی پیش می آید که می بایست مثل توصیف بالا بودن.

و همچنان ادامه می دهد که :‌«که کسانی را به یاد آوریم که دودستی به زندگی خود چسبیده بودند. آنها چه چیزی زائد بر کسانی که در جوانی مردند به دست آوردند ؟»

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۶ ، ۰۰:۱۱
حسین زارع مهرجردی

هزینه دارد می روی هر جا شد عضو می شوی در این کانال تلگرامی در این کانال یوتیوب و     آپارات (واقعا با هم فاصله دارند) هزینه آن بالا است.

مدتی بود که فکر می کردم هر کانال تلگرامی که می توانم در آن مطالب مفیدی پیدا کنم باید عضو شوم هر مهمانی که می تواند لذت بخش باشد بروم هر مصاحبتی که به نظر مفید می آید شرکت کنم و حتی از همه ی نظرات استفاده کنم از همه جادیدن کنم  اگر از یک فردی یک کتاب خوب دیدم تمام آثارش را بخوانم اگر از خواننده ای خوشم آمد تمام آثارش را بشنوم  و ... خودتان می توانید لیستتان را کامل کنید. ولی این چنین نبود برادر یاد گرفتم هر سلام کردنی هزینه دارد هر کتابی را خواندن هزینه دارد هر کانالی عضو شدن هزینه دارد شاید ۴ تا چیز خوب هم یاد بگیرم ولی دنیای امروز و زمان اندک این گونه مجال ها را به انسان نمی دهد باید به خوبی انتخاب کرد به هزینه های بعدی اش فکر کرد. اما به نظر می آید این هم مشکل خودش را دارد آنقدر در بین چند گروه خاص کتاب تخصصی و غیره گیر می کنی پس من به این نتیجه رسیدم که شما یک خط اصلی شامل منابع خبری کتاب ها وغیره که دارای چگالی بالاست انتخاب می کنید و از طرفی چون که احتمال دارد در بین چیز های کمتر معروف و کمتر شناخته شده هم مطالب جالب و بدیعی وجود داشته باشد درصدی از مطالعات و صحبت هایت را به این کار ها اختصاص می دهی. در حقیقت چیزهایی که کاملا نظم و نسق گرفته اند احتمال یک رخداد بسیار عجیب بسیار کم است اصلا برای همین می گوییم نظم دارد.

پ.ن :‌اگر خیلی ساختار مشخصی نداشت خود نداشته دیگه.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۶ ، ۱۲:۳۹
حسین زارع مهرجردی

شاید اویاما یکی از شناخته ترین شخصیت های هنرهای رزمی باشد اما مهارت او را باید ریشه در کار بسیار سخت و پشتکار او دانست مثلا او حدود یک سال و نیم در کوهستان به تنهایی مشغول تمرین بوده است اما چه چیزی باعث می شود یک فرد تا به این پایه کار کند چه درکی از کاراته و زندگی در پس این کار سخت نهفته است ؟

او هر حرکت از کاراته را وجودی از خود می پنداشت و به آن علاقه داشت و این علاقه با موفقیت ها تشدید می شد و در بستر توانایی های فردی -مثلا اویاما از کودکی بدن قوی داشته است-رشد می کرد .

اویاما می گوید:‌

شخص بعد از هزار روز تمرین هنوز یک مبتدی است که بعد از ده‌هزار روز تمرین به این حقیقت می رسد .



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۶ ، ۱۲:۰۶
حسین زارع مهرجردی
در این مدت که وبلاگ می نوشتم داشتم به این فکر می کردم که چرا باید کسی به وبلاگ من سر بزند شاید بتوان این موضوع را سمت دیگر متنی دانست که تحت عنوان دلایل نوشتن  نگاشته شده است.
هر چند یک وبلاگ می تواند تنها خواننده‌اش خود نویسنده باشد اما اگر واقعا فرد این چنین نظری داشت پس چرا منتشرش می کند پس احتمالا فرد در ذهن خود مخاطبانی را نیز لحاظ کرده است (بگذریم از افرادی که تنها علت کارهایشان تقلید هستُ، تقلید هستُ، تقلید )
این موضوعی بود که در متن دلایل نوشتن  نوشتم .
اما من خودم مدتهاست که به صورت مرتب به وبلاگ آقای شعبانی سر می زنم اما چرا  ؟‌شما به چه وبلاگ هایی سر می زنید ولی چرا ؟‌

بیاید در نظر بگیریم شما به موضوع «کاشت مواد منفجره» علاقه مند هستید این را در گوگل سرچ می کنید بعد مثلا آقای «جلفاپیشگان» را به عنوان افراد تاثیر گذار در این حوزه پیدا می کنید بعد این فرد یک وبلاگ دارد بعد شما در این وبلاگ نظرات جدید تر این فرد را در این موضوع در وبلاگش می خوانید نظرات کوچکی در این باره پس ۱-پیدا کردن مطالب علمی در وبلاگ ها .   
اما خارج از این موضوع شما خیلی وقت ها در وبلاگش تجربه های شخصی فرد را می خوانید یعنی می گویید که آقای جفلا پیشگان فردی است که نظراتش خارج از زمینه تخصصی دارای اعتبار است و جالب برای خواندن ۲ـ اعتبار و فرهیخته بودن خود فرد و جالب بودن تجربه های او .


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۶ ، ۱۷:۲۱
حسین زارع مهرجردی


جمله

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۶ ، ۲۱:۰۸
حسین زارع مهرجردی
مدتی بود لامپ بخشی که به آنجا می رفتم سوخته بود و تنها یکی از لامپ ها کار می کرد من هم عادت کرده بودم به این نیمه تاریکی روشنی (البته با وزن بیشتر به تاریکی)‌ چند روز پیش لامپ ها را درست کردند و حالا که من امشب دوباره به آنجا برگشتم انگار که محیط کاملا عوض شده بود میز همان میز قبلی نبود و غیره   اگر هم در تاریکی کار می کنید بعضی اوقات سراغ روشنایی را بگیرید نکند که به تاریکی عادت کنید که آن موقع که روشنی آید هیچش باز نشناسید
پ.ن :‌چند روزی است که دارم به این فکر می کنم که اگر بخواهیم ماشینی بسازیم که به جای ما تصمیم بگیرد چه ورودی هایی باید بهش داده شود نظر شما چیست ؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۶ ، ۱۸:۱۲
حسین زارع مهرجردی

ابزار۲

کسی را در نظر بگیرید که موسیقی می نوازد سر کلاس خیاطی می رود در سایت فلان در یک دوره ی غیر حضوری شرکت می کند بهمان برنامه کامپیوتری را یاد می گیرد و البته که در کلاس های آقای بهمانی که تازه از خارج آمده فیلم های زیر خاکی سینمای آلمان را  به بوته نقد می کشد دقیقا این جا باید این سوال را از فرد پرسید که مگه تو چند تا دست داری؟

اما من و شما هم آدم هایی را می شناسیم که کار های مختلفی انجام می دهند اما مگه نگفتیم نمی شود ؟

بگذارید مثال زیر را در نظر بگیریم فردی با یک پیچ گوشتی پیچ کهنه ای را باز می کند بعد با آچار فرانسه می رود و شیر آب را درست می کند بعد با فرز بخشی از نرده قدیمی را می برد در آخر هم با فاز متر و سیم چین لامپ را درست می کند در این جا هم شاید بتوان سوال بالا را پرسید یعنی مگه تو چند تا دست داری ؟ معلومه دو تا ولی اگر می خواست همه این کار ها را بدون وسایل و ابزار انجام دهد شاید من هم تعجب کنم از این همه کار مختلفی که انجام داده است پس الان متوجه شدیم که چیزی به اسم ابزار وجود دارد  حالا بیایید این مفهوم را به سطح زندگی روزمره خود ببریم شاید تقویمی که در آن یادداشت می کنید تا زمان بندی از دستتان خارج نشود یا منشی شما که کار هایی مثل تلفن زدن و هماهنگی جلسه ها را انجام می دهد یا حتی استفاده از کاغذ و قلم و یادداشت برداری از کتابی که این تازگی ها خوانده ای بتواند ابزاری باشد که بتوانی راحت تر کار کنی و زندگی کنی .به نظر شما چه ابزار های دیگری وجود دارد ؟

پ.ن:آدم ها را به شکل ابزاری نگاه نکنیم .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ دی ۹۶ ، ۰۰:۰۵
حسین زارع مهرجردی
متن اولی که  در حین اسباب کشی نوشتم که پاک شد ولی چیزهایی که یادم می آید را دوباره می نویسم.
یکی از مهم ترین بخش ها دسته بندی و بسته بندی وسایل است اصلا چرا بسته بندی می کنیم چون چیندش فعلی دارای کلی اطلاعات ذخیره شده است که البته از محیط خانه قبلی هم تاثیر پذیرفته. پس انتقال به همین شکل ممکن نیست حالا چه معیاری را برای این کار بسته بندی انتخاب کنیم ؟ سه مرحله داریم دسته بندی در مبدا،حمل،باز کردن در مقصد.محدودیت های حمل کردن خیلی زیاد نیست فقط اینکه وسایل خیلی کوچک نباشد ولی در مرحله مبدا هم باید مواظب شکستنی ها بود ولی بیشترین چیزی که مهم است مرحله مقصد است که در تصمیم گیری های ما در مرحله مبدا تاثیر می گذارد مثلا فرض کنید در خانه جدید شما روشنایی ندارید پس باید لوستر را جایی بگذارید که در مرحله مقصد به راحتی در دسترس باشد  یا اینکه  اگر در خانواده شما سه کتابخانه وجود دارد کارتن محتوای هر کدام از کتاب ها را  با رنگ های مختلف از هم جدا کنید چون در زمان تخلیه بار در مقصد را حت بتوانیم کارتن متعلق به هر اتاق را در همان اتاق قرار دهید که دوباره لازم نباشد این کارتن را در مقصد از اتاقی به اتاق دیگر ببرید و هزینه زیادی به سیستم خودتان تحمیل کنید.
  
    سعی کنیم با انتخاب های هوشمندانه در زمان حال بستری را فراهم آوریم تا بتوانیم در آینده انتخاب هایی با بازدهی بالا انجام دهیم .مثل رنگ های مختلف کارتن ها چون اگر رنگشان مختلف نبود نمی توانستید چنین کنید.
   
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۹۶ ، ۱۳:۰۹
حسین زارع مهرجردی
اینجا یک لیست در حال تکمیل خواهم نوشت درباره دلایلی که می نویسم تا همیشه یادم باشد و اگر در شرایط خاصی یکی از آن ها بر من تجلی کرد همیشه در خاطرم باشد.

۱- باعث می شود تا در نوشتن مهارت پیدا کنی.
۲-اگر زمانی این وبلاگ خواننده ای پیدا کرد می توانی تاثیر گذار باشی.
۳-شاید محلی شد برای تبادل نظر
۴-حسن اعتبار
۵-تمرین منظم نوشتن نه لزوما برای مهارت نویسندگی بلکه برای مهارت دیدن
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۹۶ ، ۰۲:۱۵
حسین زارع مهرجردی